العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

384

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

يعنى آنان كه خشم خود را نگاه ميدارند و آن را اعمال نميكنند و در مجمع البيان است كه كنيز حضرت سجاد عليه السّلام است آب سرسخت بدست حضرت كه آماده شود براى نماز ناگهان ظرف آب از دست كنيز افتاد و سر مبارك حضرت شكست . حضرت سرش را بلند كرد و نگاه كرد به او كنيز گفت خداوند ميفرمايد و الكاظمين الغيظ حضرت فرمود خشم خود را فرو بردم كنيز گفت و العافين عن الناس فرمود خدا تو را ببخشد كنيز گفت و اللَّه يحب المحسنين . فرمود تو را در راه خدا آزاد كردم . اخبار اين باب 1 - كافى على بن ابراهيم . . . از عبد اللَّه سنان از حضرت صادق عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود در خطبهء خود . آيا ميخواهيد . . . ا لا اخبركم بخير خلايق الدنيا و الآخرة ؟ العفو عمن ظلمك و تصل من قطعك و الاحسان الى من اساء اليك و اعطاء من حرمك . آيا خبر دهم شما را به بهترين خصلتهاى دنيا و آخرت ؟ 1 - گذشت از كسى كه به تو ظلم كرده 2 - پيوند كنى با كسى كه از تو بريده 3 - احسان و نيكى به كسى كه به تو بدى نموده و بخشش به كسى كه تو را محروم كرده است . بيان . خلائق جمع خليفه است به معناى طبيعت و سرشت و منظور در اينجا حالات و ملكات ثابت و راسخ نفسانى است يعنى بهترين صفاتى كه در دنيا و آخرت نافع است ( و تصل ) در روايات ديگر اين تعبير آمده است ( وصله من قطعك ) و با تعبير بالا ممكن است بتقدير ان تصل كه بمصدر تاويل شده باشد كه هر دو در واقع يكى مىشود . و ممكن است گفته شود عدول از جملهء اسميه بجمله فعليه ( كه در قوه امر است و مقصود امر است ) براى تاكيد بيشتر باشد كه عمل را انجام شده مىبيند و فرق اين جمله دوم با اولى اين است كه قطع پيوند مستلزم ظلم نيست ولى در جملهء اول تصريح بظلم شده و مقصود جملهء دوم اين است كه با كسى كه رابطهء را قطع كرده معاشرت نمائى و احتمال دارد كه مخصوص پيوند خويشاوندى و صلهء رحم باشد چون غالبا در اين مورد استعمال مىشود . و احسان در مقابل اسائه و بدى از هر دو مطلب آن دو جمله اخص است چون احسان بالاتر از عفو است . و بدى كردن هم اخص از قطع پيوند است چون مىشود رابطه را قطع كند ولى ديگر بدى ننمايد . و همچنين محروم كردن غير از بدى كردن و قطع رابطه است چون در مفهوم اسائه ضرر و زيان معتبر است كه در آن دو معتبر نيست و قطع به معناى معاشرت نكردن است و ممكن است اين جملات تاكيد يك ديگر باشد با حفظ يك معنا كه در خطبه‌ها و مواعظ تاكيد مرسوم است 2 - كافى . از عده مشايخ . . . از اسحاق سبيعى مرفوعا از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه